۱۳۸۹ بهمن ۱۰, یکشنبه


این جلسه با صحبت های آقای قلی پور شروع شد و با صحبت بقیه‌ اعضا ادامه داشت. موضوع صحبت این جلسه تعريف ترجمه بود:
تعريف ترجمه:
-جايگزيني مواد متني در يك زبان با معادل مواد متني در زبان ديگر  ( كت فورد، 1965 ).
چند مفهوم كليدي در اين تعريف وجود دارد كه عبارتند از :
جايگزيني (Replacement)، مواد متني (Textual material) معادل (equivalent)، معنا (meaning).
- جايگزيني يكي از عناصر متن زبان مبدأ(Source language)
با عنصر معادل آن در زبان مقصد (Target language) به صورت پويا (dynamic) است.
نكته : در بحث ترجمه سفارش دهنده هنگامي كه سفارش ترجمه اي را مي دهد مترجم به خواست سفارش دهنده متن را ترجمه مي كند.
اما در ترجمه: من مترجم كه مي تواند در ترجمه تاثير بگذارد گاه به علت هاي مختلف جامعه اي و تاثيراتي كه بر مترجم مي گذارد تغيير مي كند، كه نتيجه آن كمي تغيير در نحوه ترجمه است. مثلا ترجمه براي كدام ناشر، يا كدام مؤسسه...
توضيح : (نظريه هربرت ميد: خود، ذهن و جامعه)
ميد خود را به دو بخش فاعلي(I) و مفعولي(Me) تقسيم مي كند. من فاعلي(I): شامل عناصر منحصر به فرد و سازمان نيافته و غيرقابل پيش بيني «خود» و حركات «آني» خود مي باشد كه سرچشمه خلاقيت است.
من مفعولي(Me): حاصل مجموعه اي از رفتارهاي شكل گرفته است كه فرد آنرا آموخته است. در واقع من اجتماعي سازوكار همنوايي و كنترل اجتماعي است ، اگر عملي خلاف ارزشها و قوانين اجتماعي از شخص سر بزند ، من اجتماعي عكس العمل نشان داده ، به مخالفت خواهد پرداخت.))
- متن (Text) :
متن زباني، حامل يك «پيام» يا «معناي» آماده و ساخته و پرداخته قبلي نيست، بلكه هر متن ارائه دهنده فرايند سخنِ(discourse process) متكلم به مخاطب است.
- فرايند سخن
منظور از فرايند سخن، فرايندي ذهني و پيش زمينه اي است كه در آن متكلم با توجه به يك هدف ارتباطي معين شروع به سبك و سنگين كردن كليه عوامل حاكم بر موقعيت كلامي مربوط مي كند.
مثال :
Errors like straw upon the surface flow
 Who need pearl he must be blow.                                      
  خطا است چون پر کاهی روي سطح ماند، آنکه مروارید می خواهد باید به عمق برود.      
 نكته : ترجمه هاي شعر از نوع ترجمه هاي معمولي جدا مي شود.  زيرا: شعر داراي حس زيبا شناختي است كه فقط ترجمه كردن آن باعث مي شود تنها معناي فرمي شعر را برسانيم نه حس زيبا شناختي كه از طريق شعر منتقل مي شود.
- معنا (meaning)
معنا چيز از قبل آماده اي نيست كه در قالب متن به مخاطب عرضه شود، بلكه عوامل زيادي از جمله مواردي كه در بالا گفته شد، در تبلور آن ايفاي نقش مي كنند كه متن تنها يكي از اين عوامل است. عمل شناسايي عوامل حاكم بر فرايند سخن متكلم از سوي مخاطب را به اصطلاح درك مطلب (comprehension ) مي نامند.
پس: عوامل بسياري در تبلور معنايي يك متن دخالت دارند و در درك مطلب يك متن، يعني شناسايي دقيق اين عوامل از جانب مخاطب، گاه ممكن است معناي متكلم(speaker meaning) و معناي مخاطب receiver meaning)) با هم تفاوت داشته باشد.
معنا چيست؟  text))از كجا آمده است؟
چه كسي به يك متن معنا مي دهد؟ (كه در معني متن بسيار مهم است).
به نظر: در معني كردن كلي و اوليه يك متن بايد ذهن بسيار آزاد و آكادميك باشد. وقتي متن ساخته و پرداخته شد آن وقت يك وجه ايدئولوژيكي اضافه مي شود كه همان من فاعلي مترجم است، كه متاثر از شخصیت مترجم است. چيزي كه بايد به آن توجه شود اين است كه ما معمولاً در اشتباه هستيم كه آزادي را در انتهاي كار مي آوريم و باید آن را در اول كار بياوریم.
به نظر: معنا به شدت فردي شده است: چون اگر قرار باشد معنا را از ديگري بگيريم اوج بردگي ذهني است. در حالي كه هر فرد  غير قابل تكرار در زمان مي باشد، كه مي تواند مفاهيم خود را داشته باشد. احساس اين است كه مفاهيم از طرف من مترجم انتقال داده  مي شود كه اين من از خودش حقي دارد كه اولين حق او اين است كه خطا كند، بعد از خطا قوانين و مقرارت وارد مي شود. مهم اين است كه متن به طوري انتقال داده شود كه مخاطب متوجه شود كه مترجم چه چيزی گفته است.
به نظر: معنا فرايندي است كه از ذهن شما (مترجم يا فرد) عبور ميكند، نه از ديگري اقتباس شود.